![]() |
![]() |
|
| شعر ترانه و موسیقی |
|
به نام پروردگار سلام
این روزا توی بعضی از آلبوم ها از سبک های مختلفی استفاده میکنن و خواننده اصلا به این فکر نمیکنه که یه آلبوم باید یکدست باشه و جنس موسیقی ترانه وحتی صداش باید توی یه ژانر خاص باشه.اونا با این کار فقط ذائقه ی مخاطب رو آشفته میکنن. در صورتی که خواننده باید با تشکیل هارمونی بین ترانه موسیقی و جنس صداش یه ژانر خاص از یک سبک رو به مخاطبش انتقال بده و این سبک براش درونی و همیشگی باشه و این اتفاق اغلب توی موسیقی مدرن ما تکرار میشه. ما توی موسیقی هرگز با مدرنیته درگیر نبودیم و اونو تجربه نکردیم و این عامل اصلی دور بودن موسیقی مدرن ما از موسیقی مدرن دنیاس.در حالی که ادبیات ما روز به روز همسو با ادبیات مدرن دنیا حرکت کرده تا به نقطه ی اکنون خودش برسه.این دلیل یکی از مهمترین دلایل همخون نبودن شعر و موسیقی و عدم آمیخته شدن و ترکیب کلی از تلفیق این دو عنصر مهم به حساب میاد.چرا که ترانه ی امروز ما از موسیقی باسطلاح مدرنمون فاصله ی زیادی داره. اما چن نفری در حال تجربه کردن سبک خاصی از موسیقی مدرن هستن که آدمای جسور و فداکارین چرا که در حال زحمت کشددن برای عرضه ی سبکی هستن که تا حالا به معنای حرفه ای تجربه نشده و ما تا به حال با اون درگیر نبودیم.من ازتمام اونا سپاسگزارم و بلند ترین آرزوها رو برای موسیقی مدرن کشورم دارم. بدرود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 18:16 توسط علی رستم نژاد |
|
|
به نام پروردگار سلام
اینم یه ترانه از خودم با صدای این مترسک یه مصیبت توی راهه توی آسمون چشماش جای بارون پر کاهه دیگه آسمون قرق شدو زمین تو دست شاهه آسمون باغ واسه بال کلاغا یه گناهه چه جوری بانوی پرسیاه من تو فکر ماهه وقتی پرهای سیامون واسمون یه اشتباهه پر بادبادکم اما تو دلم شادی میمیره دوتا دوونه گندمو مترسک از شما میگیره پری ی سیاهو نازم آسمون سجده نداره.... وقتی که ابری ی چشمات روی گونه هام میباره توی تاریکی این شب دلتو بزن به ابرا وقتی آسمون سیاه بیا بپریم از اینجا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 19:1 توسط علی رستم نژاد |
|
به نام پر ورد گار سلام دلم میخواست از چگوارا بنویسم. ارنستو گوارا دلاسرنا.اهل سیگار برگ کوبایی.مبارزی جهان وطن و آزادی خواه. الگویی کامل و بدون مرز. در 14 ژوئن 1928 در روساریوی آرژانتین به دنیا آمد. دانشجوی دانشکده پزشکی بوینس آیرس . بعد از اخذ مدرک پزشکی به سراسر آمریکای لاتین سفر کرد.سال 1954 در گواتمالا وارد فعالیت سیاسی شد.ارنستو چگوارا شاهد سرنگونی حکومت جاکو بوار بنز توسط کودتای نظامی سازمان داده شده توسط سازمان سیا بود.به دنبال این کودتا ٬ چگوارا که در گواتمالا با خطر مرگ مواجه بود به مکزیکوسیتی رفت و در آنجا با گروهی از انقلابیون کوبایی که درصدد سرنگونی دیکتاتوری فولگنستو باتیستا در کشورشان بودند آشنا شد و در ژوئیه 1955 با فیدل کاسترو ملاقات کردونام اوخیلی زود در گروهی که فیدل کاسترو برای عزیمت به کوبا سازمان میداد نوشته شد.از 25 نوامبر تا 2 دسامبر 1956 ٬ ارنستو جزو گروهی بود که با کشتی گرانما به طرف ساحل کوبا حرکت میکردند و بعد در کوه های سییرامایسترا مبارزه مسلحانه انقلابی خود را آغاز کردند. او در ابتدا پزشک گروه بود اما در ژوئیه 1957 فرمانده ارتش شورشی شد. در سپتامبر 1958 گوارا و کامیلیو سیین فوئگوس هر کدام یک ستون چریکی را از سمت غرب به طرف مرکز جزیره هدایت کردند.آنها طی یک مبارزه شدید موفق شدند عملیات ارتش شورشی را به بخش اعظم کوبا بکشانند.در پایان دسامبر 1958 چگوارا نیروهای ارتش شورشی را در نبرد سانتاکلارا پیروزمندانه رهبری کرد.این نبرد یکی از تعیین کننده ترین نبردها بود.پس از پیروزی شورشیان در اول ژانویه 1959 چگوارا یکی از رهبران اصلی حکومت جدید انقلابی شد او در سپتامبر 1959 در راس موسسه ملی اصلاحات ارضی قرار گرفت.در نوامبر 59 رئیس بانک مرکزی شد و در فوریه 1961 وزیر صنایع شد.در آوریل 1965 چگوارا کوبا را ترک کرد تا مستقیما در مبارزات انقلابی سایر کشور ها شرکت کند.او چندین ماه را در کنگو (آفریقا) گذراند و بعد از دسامبر 1965 مخفیانه به کوبا بازگشت. در نوامبر 1966 به بولیوی رفت و مبارزه یک واحد چریکی را بر علیه دیکتاتوری نظامی آن کشور رهبری کرد.نیروهای ضد شورش بولیوی که توسط آمریکا تعلیم دیده بودند در 8 اکتبر 1967 او را زخمی کرده و به اسارت بردند. ارنستو چگوارا روز بعد گلوله باران شد.از زندگینامه............................یادش همیشه سبز. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 13:31 توسط علی رستم نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من یه کرد بی ترانه
که زدم به آسمونت. عاشق هوای بارونی....... متولد بعد از انقلاب.اوایل جنگ. شعر ترانه موسیقی آواز تحصیل و اگه صد بار هم به دنیا بیام بازم همینم که هستم. همه ی نوشته ها متعلق به نویسندس و هر طور استفاده بدون اجازه ی کتبی نویسنده پیگرد قانونی داره. غزل ترانه ساز علی رستم نژاد . |
|
RSS
|