![]() |
![]() |
|
| شعر ترانه و موسیقی |
|
به نام پروردگار سلام
غزلی تازه از خودم:
وقتی که حس خوبی از خون ریختن دارد احساس خوبی از صدای گورکن دارد مجموع صد بال از تن ده ها فرشته طرحیست/طرحی که بروی پیرهن دارد در فکرهای شوم و تاریک و کثیفش رویای بی رحمانه ی وحشی شدن دارد مرد از خودش دور است در رویای یک زن یک زن که یک انگشت را توی دهن دارد جسمش موازی می شود با مرگ اما فکر شکوه یک نبرد تن به تن دارد از من خودش را دور می بیند ولی باز در ذهن خود تندیسی از تصویر من دارد از خواب می شد بپرم/بیدارم انگار خوابی که از اول سر کشتار من دارد بوی کثافت از اتاقم نشت کرده مردی درون این ملافه بوی زن دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 15:58 توسط علی رستم نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من یه کرد بی ترانه
که زدم به آسمونت. عاشق هوای بارونی....... متولد بعد از انقلاب.اوایل جنگ. شعر ترانه موسیقی آواز تحصیل و اگه صد بار هم به دنیا بیام بازم همینم که هستم. همه ی نوشته ها متعلق به نویسندس و هر طور استفاده بدون اجازه ی کتبی نویسنده پیگرد قانونی داره. غزل ترانه ساز علی رستم نژاد . |
|
RSS
|