![]() |
![]() |
|
| شعر ترانه و موسیقی |
|
به نام پروردگارم سلام
یه ترانه ی دور ......... بذر تگرگو بارون تو چشم تو میکارم داغ این عشق پاکو روی دلت میذارم شک نمی کردم به تو / غصه برات می خوردم تب نمی کردی برام / اما برات می مردم همسایه ها میگفتن یکی می آدو میره می گفتم این دروغه اون واسه من می میره خونه بهم ریخته بود هل شده بودی انگار زود اومدم یه چیزی رو چشمای من بذار اتاقا رو میگشتم دنبال یه علامت وایساده بودن انگار عقربه های ساعت ملافه مون کثیفه / پنجره نیمه بازه گردن تو کبود / رد یه عشق تازه دشنه ی تو دستمو به تو فرو می کنم هر چی نداشتم امشب واسه تو رو میکنم اهمیت نداری جون می کنی تو دستام تنت کبودو سرده می ذارمت زیر پام |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 15:55 توسط علی رستم نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من یه کرد بی ترانه
که زدم به آسمونت. عاشق هوای بارونی....... متولد بعد از انقلاب.اوایل جنگ. شعر ترانه موسیقی آواز تحصیل و اگه صد بار هم به دنیا بیام بازم همینم که هستم. همه ی نوشته ها متعلق به نویسندس و هر طور استفاده بدون اجازه ی کتبی نویسنده پیگرد قانونی داره. غزل ترانه ساز علی رستم نژاد . |
|
RSS
|