![]() |
![]() |
|
| شعر ترانه و موسیقی |
|
به نام پروردگارم سلام
.......................................................................... سو سو بزن فانوسکم شب رو بگیر از دوش من این سردیو ویرون بکن تو ظلمت تن پوش من مه زد تن سبز تو رو جنگل ندیدم حیف شد رویای گرم زندگی یخ بست تو آغوش من فرصت بده تا لایق دلواپسی های تو شم آغوش من سنگر بشه من تیره گی رو می کشم شورش به پا شد تو دلم کشتی به بندر گاه زد طوفان به من نزدیک شد ترسیدم از پایان بد تسلیم تاریکی شدم تو ظلمتم سو سو بزن تصویر سرد گریه رو بردار از چشمای من تا خرخره تو حسرتو محکوم این ویرونی ام تا من دوباره من بشه ابری امو بارونی ام از بغض و باروت و صدا مثل مسلسل پر شدم این خود زنی تصویب شد شلیک میشم رو خودم .......................................................................... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:2 توسط علی رستم نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من یه کرد بی ترانه
که زدم به آسمونت. عاشق هوای بارونی....... متولد بعد از انقلاب.اوایل جنگ. شعر ترانه موسیقی آواز تحصیل و اگه صد بار هم به دنیا بیام بازم همینم که هستم. همه ی نوشته ها متعلق به نویسندس و هر طور استفاده بدون اجازه ی کتبی نویسنده پیگرد قانونی داره. غزل ترانه ساز علی رستم نژاد . |
|
RSS
|