![]() |
![]() |
|
| شعر ترانه و موسیقی |
|
به نام پروردگارم سلام
....................................................... تقریبا" چهل و پنج روز پیش پدرم مریض شد و جمعه نوزدهم بهمن ماه هشتادو شش عمرش رو داد به شما واسه همین نشد به وبلاگم سر بزنم. ممنون که به من سر زدین و ببخشید که نبودم . امید وارم کسی از من دلخور نباشه.
این روزایی که ساختی بلا شده عزیزم شلوار مرد قصه ت دو تا شده عزیزم تو سبزی خیالت قصرتو زیرو رو کن آسمون پرندت سیا شده عزیزم ..... مرغای این مزرعه تخم طلا ندارن وقتی خروسا تو شب ستاره می شمارن من توی این مزرعه صبح تا غروب جون دادم گندما سر میزنن کاش ملخا بذارن ..... چپر زمین منو از دل تو جدا کرد بین مترسکامون فاصله رو به پا کرد قحطی به آبادی زد زندگی وارونه شد سیل اومد و زمینو با غصه پا به پا کرد ..... تو فیلم تلخ وسترن یه نقشه آرزو کن با معدنای طلا مردتو روبرو کن جهنمی که دارم طاقتمو بریده با اشک چشمای من نمازتو وضو کن .......................................................
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 20:55 توسط علی رستم نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من یه کرد بی ترانه
که زدم به آسمونت. عاشق هوای بارونی....... متولد بعد از انقلاب.اوایل جنگ. شعر ترانه موسیقی آواز تحصیل و اگه صد بار هم به دنیا بیام بازم همینم که هستم. همه ی نوشته ها متعلق به نویسندس و هر طور استفاده بدون اجازه ی کتبی نویسنده پیگرد قانونی داره. غزل ترانه ساز علی رستم نژاد . |
|
RSS
|