![]() |
![]() |
|
| شعر ترانه و موسیقی |
|
به نام پروردگارم سلام
کودک از شروع بازی از گل و ستاره رد شد روی نبض کند صحنه گر گرفتنو بلد شد با سکانسای مهیج دلشو به آسمون زد درس و مشقشو رها کرد و از اون به بعد بد شد .......... قد کشید از دل سایه / سبز شد رو تن دریا مث یه سپیده سر زد تو خیالات یه روءیا روی صخره های بی دره طنابشو گره زد پرمعشوقه و تن شد / پر از عطر اودکلون ها .......... به طلوع هر سپیده / به شب و به آینه شک کرد دریا رو ریخت توی شیشه / آسمونشو الک کرد روی سن زندگی شو داد به نقشای دروغی تو خودش گم شد و روءیاشو پر از دوز و کلک کرد .......... نفس ساده ی یه زن طعم تند قرص و الکل آدمای جورواجورو / پیر مرد بی تحمل عمریه که پیر مرد عادت هر روزشو داره کت و شلوار سفیدیه که رد می شه از این پل |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 16:20 توسط علی رستم نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من یه کرد بی ترانه
که زدم به آسمونت. عاشق هوای بارونی....... متولد بعد از انقلاب.اوایل جنگ. شعر ترانه موسیقی آواز تحصیل و اگه صد بار هم به دنیا بیام بازم همینم که هستم. همه ی نوشته ها متعلق به نویسندس و هر طور استفاده بدون اجازه ی کتبی نویسنده پیگرد قانونی داره. غزل ترانه ساز علی رستم نژاد . |
|
RSS
|